تبليغاتX
شازند
شازند

نوشته های ادبي
   http://sarbaze-eshgh.blogfa.com
خبرنامه و نظرسنجی
برای اطلاع از اضافه شدن مطالب جدید به وبلاگ می توانید در خبرنامه عضو شوید .

کد خبرنامه

کد نظرسنجی

پیوندها

پیوندهای روزانه

آمار وبلاگ

  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :


شازند را با تمام وجود دوست داریم


اعلام آغاز مجدد به کار وبلاگ

سلام

سلام به تمامی دوستان عزیز و ارجمندم و عذرخواهی از تمامی کسانی که در این دوسال گذشته هربار سری به وبلاگ بنده زدند چیزی جز تکرار گذشته پیدا نکردند!عذرخواهی از تمام عزیزانی که در زمان انتخابات به عنوان یک خبرنگار از اینجانب انتظار نکات ریز و مهم انتخابات مجلس را داشتند و عذرخواهی از تمام ادب دوستان گرامی که با ابراز لطف خود زینت بخش مطالب ادبی اینجانب بوده اند.

اما  غیبت چندین ماهه اینجانب تنها کم سعادتیم به دلیلی  کمی وقت حین تحصیل - کار و تالیف چیز دیگری نبود . با لطف خداوند منان بار دیگر قصد آن را کرده ام که مطالب جدیدی را در این وبلاگ قرار دهم.




+ | نويسنده : جواد ملکی در تاريخ : چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 |

زیباترین احساس

فهمیدن احساس دوست داشتن چه زیباست و چه تلخ است باور دوست داشتن او برای او ،چه سخت است که بگویی که دوست داری اما او تمام دوست داشتنت رالبخندی تلخ قلمداد کند و بی آنکه نگاهت کند روی خود را به آنسو گیرد و از کنارت به آرامی بگذرد.

آری زیباترین احساس، احساس دوست داشتن است. احساس خوب آغاز یک با هم بودن و غروب را به امید طلوع دیدن و چه سخت است طلوع را به امید غروب دیدن و باور رفتن، رفتنی که در پس شب سیاه انتظار دیگریست. براستی که چه سخت است باور یک رفتن و حدس های نیامدن .

سالهاست که گردش روزگار در گذر ایام به انسانها آموخته است که با هم بودن زودتر از آنچه که انسان آن را باور کند از کنار انسانها می رود و آدمی را به یاد لحظه تنهایی می اندازد. سالهاست که انسانها آموخته اند که چرای رفتن ها بی جواب است و باید آن را با دیده ای اشک بار پذیرفت و فردا صبح باز به امید دیگری روز خود را آغاز کرد.

روزگار درازی است که یارها در رفتن دلدار دلداده شده اند و دیوان ها در دل خود نگاشته اند و به دیگران با چشم حسرت می نگرند بی آنکه بدانند که دیگران هم شاید با این نگاه آن ها را می پایند و افسوس می خورند.روزگار در پس گردش خود عجیب کارهای جالبی را با مردم انتظار می کند.

و هر روز بر اندوخته های دیروزمان که از مرغ عشق های مظلوم آموخته ایم بیشتر می شود و می آموزیم که در قفس این دنیای بزرگ تنها چند مرغ عشقیم که باید در حصار برای خود ترانه های عاشقانه را زمزمه کنیم و مانند بلبلان ، نه مست و بلکه آهسته داستان لالایی تنهاییمان را بخوانیم تا نکند شاید قیمتمان بالاتر رود و قفس زندانمان تنگتر ...

آسمان تمام مرغ عشق های سبز و زرد آبی تجسمی است که در آن سوی میله ها با تمام بزرگی آسمانش زندانی است غافل از آن که این مرغ عشق است که در زیر آسمان آبی گرفتار چند میله سرد شده است تنها به جرم عاشقی، و چه چیز و چه جرمی بالاتر از عاشقی که باید تا آخرین سوی نگاه را به آن سوی قفسی تنها به امید روزگار آزادی بگذراند و باز ادای عاشقی را در آورد.

آخر کسی نیست که به تمام مرغ عشق ها بگوید که در این زمان عاشقی جرم است، نه نه عاشقی جرم نیست بلکه احساس خوب یک با هم بودن در روزگار پر از دود و بوق جرم است.

آری چه سخت است باور دوست داشتن تمام آنانی که مهری از آنها به دل داریم در آن سوی آسمان آبی و میله های خود ساخته زندگی و احساس بودن همیشگی آن در تمام روزگار زیبای زندگی...

آری سخت است سخت....

 




+ | نويسنده : جواد ملکی در تاريخ : چهارشنبه هفتم فروردین 1387 |

عشق

                          

سلام

من بیشتر شعرهای کتاب مرا بشنو را حفظ هستم و افتخار می کنم که شاگرد استاد هرمز احمدی«پروا» هستم. شعر زیر یکی از شعرهای زیبای این استاد سخن و افتخار آفرین شازند و از کتاب ایشان « مرا بشنو »است.

عشق یعنی شب شکستن با سجود

                                          نور بخشیدن ولی بی تار و پود

عشق یعنی چون سیاوش ها شدن

                                         اسب نفس خویش را آقا شدن

عشق یعنی فرش زیر پا شدن

                                           قطره بودن مدتی دریا شدن

عشق یعنی گریه کردن بی صدا

                                          درک درد مستمندان بی نوا

عشق یعنی با خدا تنها شدن

                                        در میانه بودن و منها شدن

عشق یعنی ناخدای جان فدا

                                         تا خدا رفتن به سر حد فنا

عشق یعنی غیرت مردان مرد

                                        کربلایی زادگان پر ز درد

عشق یعنی یک کفن دار و ندار

                                     سفره ای از خاطرات زرنگار

عشق یعنی لاله بی سر شدن

                                     با سراندازان سر و همسر شدن

عشق یعنی اصغر و اکبر شدن

                                     اکبر اما در نظر اصغر شدن

عشق یعنی ذکر نام یک شهید

                                         آنکه یک عالم شجاعت آفرید




+ | نويسنده : جواد ملکی در تاريخ : سه شنبه نهم بهمن 1386 |

مقاله زیر مقاله برتر استان مرکزی در حوزه میراث فرهنگی شد

 

       

      عنوان مقاله: شازند سرزمين خاطرات

             

              نگاهي بر توريسم پذيري و توريسم گريزي در شهرستان شازند

 

              پديد آورنده : جواد ملكي

          

              « خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)

 

              تاريخ : ارديبهشت 86

مقدمه

 

 

     وجود استاني پر از رمز و راز در كشوري به مساحت حدود يك ميليون و ششصد و چهل و هشت هزار كيلومتر مربع افتخاري بس بزرگ براي مردماني است كه سهمشان از اين خاك مقدس تنها بيست و نه هزار و پانصد و سي كيلومتر مربع در استاني مركزي است . هرچند كه اين افتخار در ميان سي استان كشور به تناوب تقسيم و به امانت مانده است كه نسل ها يكي پس از ديگري لاله هاي عاشق آن را مي نگرند و بر بودن به روي اين خاك مقدس افتخار مي كنند.

در جنوب اين استان سرزمين لاله هاي واژگون و شكر ريزي است كه بر خود سالهاست كه نامي زنده و پاينده را از بودن كيخسرو در دل اساطير شاهنامه تا سرداران هشت سال دفاع مقدس مي بيند. شهر گل و بلبل، سراب و تاريخ، شهر اساطير و قلل استوار، آب و آباداني و صنعت و بالندگي سالهاست كه به اين فكر مي كند كه چگونه مي تواند دروازه هاي نداشته خود را به سوي صنعتي به نام توريسم باز كند.

حال در اين مقال نگارنده كه خود از بوميان اين شهرستان است سعي بر آن دارد كه با كنكاشي ظريف به زواياي پنهاني پتانسيل ها ناگفته اين شهرستان و نيز عوامل شناخته شده و نشده بازدارنده توريسم شهرستان پرداخته و در چند بخش راه كارهايي براي مقابله با چالش اين شهرستان به نام توريسم گريزي عنوان نمايد. اميد به آن است در ظل توجهات دادار آسمانها و توجه مخاطبين و تلاش اين حقير نوشته هاي پيش رو بدون هياهو مقبول واقع شود.

                                                                                                                                                              نگارنده 

 

نگاهي به شهرستان شازند

 

     «در اوستا و اساطير ايران آمده است كه دژ بهمن و آتشكده آذرگشسب در بالاي كوه اسنوند در كنار شهر شيز بوده است.»

 واژه اسنوند با نام راسوند بنا به گفته هرمز احمدي در كتاب مرا بشنو صفحه 159 مطابقت دارد.

شهرستان شازند با 3050 كيلومتر مربع در جنوب غربي استان مركزي هزاران سال است كه خاطرات زيادي از بودن ها و نبودن ها را در صندوقچه خاك گرفته خود به تماشا نشسته است تا شايد روزگاري كساني شايد غريبه آشنا به آن سري بزنند و در پاييدن خود نگاهي به آن اندازند.

شازند در ارتفاع 1920 متري از سطح دريا مرتفع ترين شهرستان استان مركزي است . جمعيت اين شهرستان در سرشماري نفوس و مسكن سال 1385 «118804» نفراعلام گرديد كه از اين تعداد 58749 نفر مرد و تعداد «60055» نفر زن و «88016»نفر در روستا و «30788 » نفر در شهرهاي اين شهرستان سكونت دارند. شغل اصلي مردم اين شهرستان بيشتر كشاورزي، دامداري و اشتغال در صنعت به واسطه هرم شغلي اين شهرستان است .

آب و هواي اين شهرستان آب و هواي سرد كوهستاني است و در يك بازه دوازده ساله ميانگين آب و هواي آن در گرمترين ماه سال مرداد ماه تنها 1/24 درجه و در سردترين ماه سال بهمن ماه دو دهم درجه سانتيگراد است.

بلندترين نقطه اين شهرستان كه بلندترين نقطه استان نيز محصوب مي شود قله شهباز است كه 3388 متر ارتفاع داشته و در تمام سال بامي از سفيدي بر تن دارد.

تنها جنگل طبيعي استان در حدود دو كيلومتر مربع در يكي از روستاهاي اين شهرستان به نام سرسختي در دامنه كوهي به همين نام وجود دارد كه از درختان بلوط پوشيده شده است.

صنعت ،راه هاي ارتباطي، نزديكي به مركز استان ،  آب و هوا ، جنگل، درياچه ، رود خانه هاي پر آب ، طبيعت وحشي ، سدها، شكارگاه ها ، پيست اسكي و قايقراني ؛باغات انگور صنعت، كشاورزي، دامداري،قلل مرتفع، غارها ، سراب ها،  تاريخ اسطوره اي، تپه هاي زياد تاريخي، پل دو آب و كوه لجور،جاذبه هاي انسان ساخت كارخانه قند ، امامزادگان ،كليساي قديمي شهر، مراسمات مذهبي مسلمانان و ارامنه و روستاهاي فراموش شده يهوديان اين شهرستان از جاذبه هاي توريستي شازند محصوب مي شوند.

 در اين نوشته سعي مي شود در ابتدا با شناساندن و توضيح پيرامون برخي از اين جذابيت هاي توريستي شازند به منظور تبيين جايگاه و اقليم شهرستان در استان مركزي به راهكار هاي برون رفت در انتهاي هر بخش به صورت خاص و نيز به طور كلي در پايان مقاله پرداخته شود .

 

1 - راه ،توريسم، شازند

 

    شهرستان شازند كه در سي و دو كيلومتري اراك مركز استان مركزي قرار دارد و نزديك ترين شهرستان به اين شهر است كه به طبع مي تواند از ظرفيت هاي بالاي حمل و نقل آن استفاده نمايد هرچند كه نمي توان از پتانسيل هاي بالاي ارتباطي اين شهرستان چشم پوشيد.

 

 

الف- فرودگاه:

 

     فرودگاه اراك كه سالها از افتتاح آن مي گذرد در سال گذشته عنوان بين المللي را با سفر استاندار وقت به سوريه بر خود ديد. اين فرودگاه كمتر از پنجاه كيلومتر با شهر شازند فاصله دارد كه در عمل مي توان آن را فرودگاه شازند نيز ناميد زيرا بواسطه اتوبان شازند -اراك زمان رفت آمد از شازند به آن محل كمتر از يك ساعت است. اين فرودگاه كه توانايي هاي زياد آن در آينده نمود پيدا خواهد كرد بدون شك در آينده توريسم استان مركزي و به خصوص شهرستان نقش به سزايي خواهد داشت.

 

 

ب - خطوط ريلي:

 

     «شهرستان شازند در ابتدا روستايي بود به نام ادريس آباد كه با قرار گرفتن ايستگاه راه آهن در آن به الهام از كوه كناري خود نام شاه زند را بر خود گرفت.»

داستان بالا را سالهاست كه كودكان شازندي از پدران خود مي شنوند و مي آموزند كه تاريخ معاصر اين شهرستان با راه آهن درهم آميخته شده است. راه آهن سالهاست كه در حمل و نقل اين شهرستان نقش خود را در ميان تلاقي هاي خود بازي كرده است و از ميان تلق تلق خود ايمن ترين مسافرت ها را براي شهروندان شازند به همراه آورده است اما با ايجاد خط راه آهن شرق به غرب كشور اين شهرستان به عنوان ايستگاه مركزي اتصال اين دو خط انتخاب گرديده است و با وجود لطمات غير قابل انكار اين مزيت به نظر نگارنده كه بر سراب بلاغ وارد شده است مي تواند با اضافه شدن اين پتانسيل شهرستان شازند در آينده اي نه چندان دور با مركزيت خطوط ريلي كشور حجم بالايي از مسافران منتظر را در خود خواهد ديد كه با توجه به فاصله كم مناطق توريستي و ايستگاه حتي در كمتر از دو ساعت مسافران اقدام به گردش در اين شهرستان نمايند.

بودن در نقطه اتصال راه آهن شرق به غرب به شمال جنوب دراين شهر مي تواند بر تردد آسان مسافرين به شازند از چهار گوشه ايران كمك نمايد.

گذر از كنار قله شهباز، سراب بلاغ، باغات انگور، امامزادگان آستانه ،كوه لجور وپل دو آب صنايع بزرگ وكارخانه قند، نيروگاه، پالايشگاه و پتروشيمي و دشت شازند بدون شك در آن سوي شيشه هاي خاك گرفته قطار منظره اي شگرف و بي بديل خواهد بود.

اما شايد كمتر كسي بداند كه در روستايي به نام نور آباد ايستگاه راه آهن خود جاذبه گردشگري ايجاد نموده است و آن گذر كردن از مرتفع ترين نقطه راه آهن كشور است.

بدون شك مي توان با كمي تفكر و ايجاد تورهاي گردشگري ريلي توريسم ريلي را در مسافرت هاي برون شهري و گذر از اين شهرستان ايجاد نمود.

 

 

ج - راه زميني:

 

     گذر محور ارتباطي تهران- جنوب و ازنا- اراك از قلب شازند اين شهرستان را به شهرستاني در مسير عبور و مرور قرار داده است كه هرچند در پاره اي از اوقات به دليل عدم دقت باعث وقوع حوادث دلخراشي در اين محورها هستيم اما گذر اين راه ها با بيرون آوردن شهرستان از بن بست اين نكته را براي مسئولين گوشزد مي نمايد كه تنها نصب چهار تابلوي دو متري خوش آمد گويي به مسافرين در هنگام ورود به شهرستان تنها پتانسيل هاي خير مقدم گويي به مسافرين نيست.

شهرستان شازند به واسطه بودن در دروازه ورودي استان مركزي از دو سمت بدون شك حجم بالايي از مسافرين را در دل  خود راه داده است.

در اين ميان انتقادي كه به مسئولين وارد است عدم گذر اين مسير ها از داخل شهر شازند است كه باعث به بن بست خوردن مركز شهرستان برعكس شهرستان شده است. زيرا عبور دو بزرگراه و كريدر ارتباطي مهم از دشت و دور از شهر را نمي توان مزيت آنچناني براي شهر شازند دانست. پيشنهادي كه نگارنده در گفتگو با متخصصين امر يافته است اين است كه با ايجاد ورودي ها و خروجي هاي برازنده و شكيل ؛ نصب تابلوهاي اغوا كننده و حتي گمراه كردن ناخواسته رانندگان ايشان را به داخل شهر هدايت و از راه ديگري خروج آنها را رغم زد.

به هر حال اولين اتفاق خوشايند به منظور جلب توريست در شازند وجود سه گونه راه از چهار گونه جهاني آن است كه تنها اين شهرستان راه دريايي را در رفت و آمد خود كم دارد و اين نشان از موقعيت فوق العاده عالي شازند در زمينه ورود و خروج افراد به داخل خود دارد كه در صورت ايمن سازي بيشتر جاده ها بخصوص راههاي روستايي و محور ازنا- شازند -اراك كه هم اكنون لقب جاده مرگ را به خود مي بيند مي توان بر اين عامل در زمينه جذب توريسم گذري سرمايه گذاري نمود.

 

 

 

2  - آثار باستاني

 

 

تاريخ داشته اي گرانبها براي شازند

 

      در روزگاري كه كشورهاي تازه تاسيس كمر همت خود را بر داشته هاي نداشته مي بندند تا شايد از صحراهاي لايموت خود و از تاريخ نداشته خويش چند بومي بيچاره را پيدا نمايند و آناني را كه ديرزماني پيش به جرم بودن نابود كرده اند هويت خود معرفي نمايند و در اين كار به دليل حجم بالاي تبليغات و جاذبه هاي كاغذي بيشترين توفيق را داشته اند قرن هاست كه فردوسي در پس سي سال رنج خود فرياد وجود شازند را سر داده است و از پهلوانان خفته در آن نام برده است ولي هيچ كس نديد و يا نخواست تا ببيند كه اسطوره هاي ايران زمين در كجاي اين خاك آرام آرميده اند و ما را نظاره مي كنند تا شايد در غروب روزي دلگير به آنها سري بزنيم و خاطرات بودن آنها را در پس ماندن ايران و رفتن آنان در زوزه باد گوش كنيم كه چه غريبانه آنان آمدند و ماندند و رفتند.

در گوشه اي از اين شهرستان كه حال در ميان اراك و شازند به ناچار گير افتاده است مردماني آرام خوابيده اند كه نامشان با گوشهاي بسياري آشناست. نام هايي كه خود براي جلب نه ايرانگرد بلكه جهانگرد  و آناني كه تاريخ اين كشور را دوست دارند بس است.

تاريخ شازند ناخود آگاه با سه محور پيوند خورده است كه آنها عبارتند از كيخسرو يارانش؛ امامزادگان شهرستان و سنگ نوشته هاي عباس آباد...

 

 

الف- كيخسرو، شيز، گوره زار

 

 

     هرمز احمدي در كتاب خود؛ مرا بشنو در صفحه 159 آورده است: « در غرب كوه راسوند و كوه شاه زند روستايي است كه اهالي به آن شيز گويند چنان كه آثار به جاي مانده در روستاي جزنق واقع در ابتداي دره شرا گواهي است بر اين مدعا...»

گواهي ديگر آنكه « همداني» در «كتاب البلدان» خود آورده است «آتشكده آذرگشسب ابتدا در آذربايجان بوده است و سپس به دستور انوشيروان به شيز منتقل شده است.» روستاي گوره زار يكي از روستاهاي بخش شرا بالا محسوب مي شود كه در حدود 45 كيلومتري اراك واقع است در روبروي روستاي گوره زار و در سمت ديگر جاده قبر هايي بنام هفت «برارون» به معناي هفت برادر قرار دارد. در حدود دويست متري قبرها چشمه اي با نام محلي«ديريزينو» وجود دارد.

در شماره پنجم مجله گردشگري صفحات 47 تا 51 مقاله اي با عنوان " غار كيخسرو ميعادگاه پارسيان هند " نوشته محمد صادق نظمي آمده است: طوس، گيو؛ فريبرز، بيژن، گستهم و نيو شش نفر از اين هفت برادر هستند كه گورهايشان هنوز در اين روستا موجود است.

قرن هاست كه هرچند ساكنين اين روستا از دو دين اسلام و مسيحي در كنار اين دلاوران زرتشتي زندگي مي كنند اما هنوز مانند زرتشتيان مرگ ايشان را باور ندارند .

هويك ميناسيان و مجتبي قنبري در كتاب گورستان يادگاري از ايران باستان نقل كرده اند:«قبرهاي هفت برارون از سالها پيش زيارتگاه مردمان ساكن در اين منطقه اعم از زرتشتي، مسلمان، مسيحي و كليمي بوده است.»

براستي كدامين نفر و نماد تاكنون توانسته است به اين حد افراد چهار دين را به يكديگر نزديك نمايد؟

بنابر اسناد و احوال در شاهنامه چاپ روسيه«مسكو» در ابيات 3051 تا 3057 آمده است پس از برف شديدي كه در منطقه آمده است 7 همراه پادشاه « كيخسرو» مي ميرند و برخي از سران كشور كه در ميان آنها رستم و گودرز و زال نيز بوده اند به منطقه شازند آمده و پس از يك هفته همراهان شاه را مي يابند و پس از دفن آنها بر سر مزارشان زار زار مي گريند .

 

        ببودند يك هفته بر پشت كوه

                                                                سر هفته گشتند يكسر ستوه

        بديشان همه زار و گريان شدند

                                                               بر آن آتش درد بريان شدند

 

        دكتر مصطفوي در كتاب «اسطوره سوشيانت» كه در كتاب «گوره زار  يادگاري از ايران» نيز به آن پرداخته شده است در صفحه 35 آن آورده است: «پهلواني بنام پشوتن از فرزندان شاه گشتاسب بار ديگر به همراه دلاوراني باستاني كه جاويدان و بي مرگ خوانده شده اند دست در دست هم داده ، آيين راستي را خواهند آراست... كيخسرو، گودرز، توس و ديگر پاكمردان و بي مرگان پارسا به ياري سوشيانت خواهند شتافت...»

      اما غار كيخسرو كه بي شك نام شازند برگرفته از آن است قرن هاست كه مانند نگين انگشتري اين شهرستان در تاريخ كشور مي درخشد. اين غار كه از شگفتي هاي ايران نيز به شمار مي رود در 3 كيلومتري غرب هفت برارون ، روبروي چشمه «علي گذر»  روستاي مست بالا قرار دارد كه بنا بر باورهاي قديمي و ديني مردمان ايران كهن محل ناپديد شدن كيخسرو بوده است. اين غار با مدخل 90/1متر عرض 30/1 ارتفاع و با طول 18 متر و عرض  6 متر و ارتفاع 3 متر از دير باز محل نيايش زرتشتيان بوده است.

 

            همي بود رستم بر آن كوهسار

                                                              همان زال و گودرز و چندي سوار

 

 

 ب - امامزادگان

 

    شهرستان شازند به واسطه قدمت خود امامزادگان واجب التعظيم بسياري را در دل خود جاي داده است كه محمد مولايي در كتاب خود با عنوان نگاهي بر امامزادگان استان مركزي به تفضيل پيرامون آنها پرداخته است. امامزادگان آستانه از مشهورترين اين امامزادگانند. امامزادگان ديگري نيز در مهاجران، روستاي سورانه و روستاي هفته نيز قرار دارند كه از جالب ترين نكات اين امامزادگان وجود مقابر ايشان در مناطق توريستي و خوش آب و هوا است كه با صرف هزينه هر روز شاهد شكوفايي اين مناطق هستيم. لازم به ذكر است كه درحياط امامزادگان آستانه دو درخت توت با قدمت هفت صد سال و نيز درختي ديگر با قدمتي نامعلوم در نزديكي امامزاده واقع در سورانه وجود دارد.

 

 

ج - سنگ نوشته هاي سراب عباس آباد

 

    هر چند كه اين سراب خود به اندازه كافي محل گردشگري محصوب مي شود كه ديگر كمتر كسي سينه پر از خاطرات سنگ هاي بالاي آن را ديده باشد اما در نگاهي گذرا به اين سنگ نوشته ها مي توان براحتي فهميد كه اين نقطه قبلا در اختيار ارامنه بوده است و اكنون نيز هر سال در روزي مشخص ارامنه با مسافرت به اين شهر در كنار سراب عباس آباد جشن هاي خود را برگزار مي كنند.سنگهاي موصوف در بالاي چشمه سراب به در ديدگان خود نمايي مي كنند.

 

 

د - تپه هاي باستاني

 

    اين تپه ها كه به دليل حفاظت از آنها هرگز نامي از آنها برده نمي شود بجاي آنكه با كنكاش در آن به نقطه بازديد گردشگران تبديل شود روزگار درازي است كه تيغ از برادر مي خورد و شبانه به تاراج مي رود.

 

 

ه - پل دو آب

    پل دلشكسته دو آب در چند متري بزرگراه تهران -جنوب در زير كوه لجور از چند قرن پيش و دوران قاجار و بنا به اخباري از شاه عباس و دوران صفويه در چند كيلومتري شهر توره و مهاجران قرار دارد و در دسترس ترين نقطه تاريخي شهرستان محصوب مي شود. هرچند كه در سالهاي گذشته اين پل مورد مرمت قرار گرفته است اما اميدي به پايداري آن با بودن معادن زياد اطراف آن و انفجارات مهيبشان نيست.

 

در پايان سه نكته كه بيش از همه در اين مقال ميتوان به آن اشاره نمود به ترتيب موارد زير است:

 

1- عدم سرمايه گذاري مناسب در شناساندن اين مناطق بجز موارد معدود درباره امامزادگان اين پتانسيل هاي گردشگري را در كمرنگ ترين حالت گردش پذيري شازند قرار داده است. اين عدم سرمايه گذاري در منطقه گوره زار حال باعث محجور بودن اين منطقه گرديده است.

 2- بي توجهي به احوال اين مراكز تمدن به صورتي كه حال سنگ هاي هفت برارون در حال فرسايشي است كه در طول تاريخ به اندازه اين چند سال تخريب نشده است. سنگ نوشته هاي عباس آباد نيز حال و روزي بهتر ندارد. با اين اوصاف ديگر انتظاري از پل دوآب پس از زلزله سال 85 و تيشه اي كه معادن اطراف به ريشه اش مي زنند نيست. تپه هاي باستاني نيز به تاراج مي روند و صداي فريادشان را كسي نمي شنود.

3-  عدم نظارت بر گردشگران آمده به اين مناطق را نيز مي توان دليلي ديگر بر از بين رفتن اين مراكز دانست.

 در ادامه اين قسمت نيز مي توان به اين مورد اشاره نمود كه بايد متوليان امر به تعمير و نگهداري از امامزادگان تاريخي و بناي اين امامزادگان با تخصص بنگرند و به بناي بقعه ها به چشم آثار باستاني نيز نگريسته شود.

 

 

 




+ | نويسنده : جواد ملکی در تاريخ : پنجشنبه چهارم بهمن 1386 |

قسمت دوم مقاله

3 - جاذبه هاي طبيعي

 

 

   آب و هواي سرد كوهستاني براي شهرستاني مانند شازند هرچند كه مي تواند مشكلات فراواني داشته باشد اما شازند تاكنون توانسته است به درستي از اين پتانسيل گردشگري استفاده نموده و خود را با آن تا حدودي وفق دهد.

  وجود رشته كوهي مانند راسوند و قله شهباز باعث ايجاد تنوع هاي اقليمي بارزي در اين شهرستان شده است. وجود قلل مرتفع، غارهاي بي بديل، شكارگاههاي مهم حيات وحش از جمله فوايد اين اقليم است.

   اگر غار كيخسرو را بتوان مظهر تاريخ شازند ناميد بدون شك استواري و سربه فلك كشيدن را هم بايد در ميان كوههاي فراوان اين شهرستان جستجو كرد. وجود قله شهباز و كوه لجور باعث رونق كوهنوردي و سنگ نوردي در شازند شده است. مي توان با توجه به وجود زيستگاههاي عالي ، تنوع گونه هاي جانوري و نباتي در اين كوهها بجز گسترش توريست كوهنورد واژه هاي توريست شكارچي را نيز به اين واژه نامه گسترده اضافه نمود.

ساليان درازي است كه صخره نوردان حرفه اي با سفر به شهر توره اقدام به فتح كوه لجور مي نمايند. اين كوه كه در نزديكي پل دوآب و سراب پنجعلي است در آينده سهم بسزايي در جذب گردشگر را دربخش زاليان خواهد داشت.

اما در ميان غارها بجز «غاركيخسرو» مي توان به غار «سوله خونزا» در شمس آباد ، غار «هندودر»در جنوب غربي شهرستان و غار «صادق علي » در ارتفاعات توره اشاره نمود.

اما تمام داشته هاي اين شهر بواسطه كوه تنها قلل ، دامنه هاي زيبا با گل هاي لاله  و غارها نيست. شازند مهد سراب است و اين سراب ها با سرمايه گذاري هاي انجام شده در سالهاي اخير توانسته است به تنهايي بار بسياري از ميزباني هاي گردشگران را انجام دهد.

از سرابهاي مهم اين شهرستان مي توان به سراب عباس آباد، سراب بلاغ و حك، سراب عمارت، سراب چپقلي ، سراب سورانه و دهها سراب ديگر كه در سرتاسر سال در حال جوشش و خروش هستند اشاره كرد. اما در اين ميان نكته قابل تامل در بحث سراب ها اين است كه چگونه مي توان از اين نقاط خوش آب و هوا نهايت استفاده را نمود؟

همجواري كوه -رودخانه- بيشه هاي اطراف - مراتع زمين هاي كشاورزي و باغات در كنار ساحل رودخانه از كاربري اين اماكن براي اوقات فراقت خبر داده و عنصر مزاحم و معارضي نيز در كنار آن ديده نمي شود.

هم اكنون بهترين و آباد ترين سراب شهرستان سراب عباس آباد مي باشد كه بر پايه گزارشات شهرداري شازند تا اكنون بيش از ده ميليارد ريال براي آباداني آن صرف شده است. اين سرمايه گزاري باعث آن گرديده است كه نه تنها اين سراب بلكه حاشيه شرقي شهر شازند در محله عباس آباد نيز با حفظ بافت قديمي خود با نمايي كاه گلي اكنون از گران ترين نقاط اين شهرستان شود.

در پايان اين مبحث مي توان پتانسيل هاي بالاي نباتي و جانوري شازند را در كنار نعمت هاي خدادادي آن به عنوان يكي از اصلي ترين ظرفيت هاي توريستي شهرستان نام برد هرچند كه تنها اكتفا كردن بر آمدن چند مسافر بومي خسته به اين سراب ها را توريستي شدن منطقه نمي توان دانست . ساخت و تجهيز قسمت هاي رفاهي در كنار اين مناطق، آسانتر كردن راه ارتباطي با آنان و نيز گسترش چتر امنيتي بر اين اماكن از نكات قابل تامل در گسترش فضاي توريستي آنن است.

 

 

پيست اسكي

 

     زمستان دلرباي شهرستان شازند و وجود اين شهرستان در ميان كوه هاي سربه فلك كشيده باعث آن گرديده است كه در اين فصل سرد شهرستان شازند به تنها نقطه بارز گردشگري استان مركزي تبديل شود  و اين تنها بسته به طبيعت زيباي زمستان آن نيست بلكه بدون درنگ بايد به ياد پيست اسكي پاكل افتاد كه با تمام محروميت ها و نداشته هاي خود بار سنگين ورزشهاي زمستاني استان را بر دوش مي كشد.

نبود بالابر مناسب تداخل پيست اسكي با تيوپ سواري و نيز امكانات كم رفاهي از دلايل عدم جذب بيشتر مخاطب در اين پيست است.

 

 

 

 

 

 

سد هندودر

 

    اين سد در چهل كيلومتري شازند قرار دارد و تا ساخته شدن سد كمال صالح در سال جاري به عنوان تنها سد و درياچه شهرستان بوده است . اين درياچه در كنار تپه ماهورهاي زيبا و در كنار پيست اسكي هندودر قرار دارد. اين سد يكي از مناطق مناسب براي ماهي گيري در شهرستان و استان مركزي مي باشد كه مي توان با توجه خاص به آن مانند وجود غريق نجات ، برق و آب آشاميدني آن را جز مناطق مناسب گردشگري استان ناميد.

 

 

4 - صنعت

 

    شهرستان شازند به عنوان سومين شهرستان استان مركزي در زمينه صنعت برگ برنده اي نسبت به شهرهاي اراك و ساوه دارد و آن اين بوده است كه در اين شهرستان چهار مجتمع صنعتي بزرگ مستقر هستند كه مي توانند با تكيه بر جذابيت و قابليت هاي خود نسبت به جذب توريست اقدام نمايند. وجود اين صنايع پايه و مادر شهرستان شازند مي تواند در گردشهاي علمي دانش اموزان و علاقه مندان و نيز نوع چيدمان و شكل در محسط شهرستان مورد توجه قرار گيرد  در زير به چهار مجتمع صنعتي اشاره مي شود.

 

الف- كارخانه قند شازند

 

     كارخانه قند شازند در سال 1317 آغاز به كار كرد در آن زمان بدليل دور بودن نقاط شهري از اين مكان مسئولين كارخانه اقدام با ساخت شهرك در اطراف آن نمودند كه بعد از نزديك به هفتاد سال برخي از اين منازل با فضاي دروني و تاريخي خود امكان تبديل شدن به موزه را داشته و دارند كه به دليل برخي امور در حال حاضر اين منازل در انتظار تخريب شدن مي باشند.

اما ساختمان خود كارخانه  كه اين واحد توليدي هم اكنون در حال كار مي باشد با توجه به اين نكته كه اين واحد قديمي ترين واحد صنعتي استان است بدون شك مي توان با ايجاد موزه صنعتي در اين              كارخانه يا منازل سازماني آن شهرستان را داراي يك موزه كرد تا در كنار اين كارخانه زيبا گردشگران بتوانند با روند صنعتي شدن استان مركزي آشنا شوند.

ب – نيروگاه حرارتي، پتروشيمي و پالايشگاه شازند

 

    تنها گذر از كنار سه مجتمع عظيم پتروشيمي ، پالايشگاه شازند و نيز نيروگاه اين شهرستان كه مشعل هاي آنان در شب چراغ درخشان اين شهرستان و استان مركزي هستند مي تواند در كنار شبهاي پر ستاره اين شهر منظره اي جالب را تداعي كند.

اين در حالي است كه اين سه مجتمع توانايي جذب توريست هاي علاقه مند به علوم را دارد.

در پايان اين مبحث رايزني با مسئولين اين مجتمع ها براي ايجاد موزه صنعتي لازم مي نمايد.

 

 

 

 5 - كشاورزي و صنايع دستي

 

    شهرستان شازند با بافت روستايي خود و زمين ها و باغات آباد در فصول مختلف رنگين كمان رنگها خدادادي مي شود. لذت ديدن اين زمين هاي كشاورزي، باغات انگور، هلو، زردآلو ، گيلاس و آلو چشمان تمام مشتاقان طبيعت را از شوق لبريز مي كند.

شازند در فصول مختلف مناظر بكر و شگرف از طبيعت را در دل خود دارد كه مي توان در كنار اين زمين ها به وجود باغات زيباي انگور در حاشيه شهر شازند اشاره نمود.

سوغات و محصولات دستي اين شهرستان هم در انتهاي معرفي شازند تحفه اي است هديه درويش: قند، فرش و گليم، محصولات باقي و ماهي قزل آلا ...

 

 

 

     در پايان معرفي اين شهرستان مي توان شازند را شهرستاني ناميد كه در گذشته اي دور مردم چهار دين در آن زندگي مي كرده اند و در كنار يكديگر تاريخ شازند را رقم زنند. مردماني كه حال تنها از آنان مي توان خاطراتي را مرور كرد كه گذشته براي ما به ارث رسيده است گذشته اي كه تنها در آن دو جنگ به چشم مي خورد كه وسعت آن به دروازه هاي اين شهر رسيده است: اول حمله مغولان و دوم حمله روسها و قرن ها مردمان اين سرزمين به واسطه خوي آزادگي و مهمان نوازي در صلح و آرامش در كنار يكديگر زيسته اند.

 

 

راهكارهاي كلي پيشنهادي براي مبارزه با توريسم گريزي در شازند

 

    علل و عوامل عدم توفيق شهرستان شازند در زمينه جذب توريست را مي توان در چند گزينه مشخص عنوان نمود كه با برنامه ريزي هاي مناسب اين علل مي توانند از توريست گريزي به توريست پذيري شهرستان شازند تبديل شوند.

 

1-     فرهنگ:

 

     فرهنگ در پذيرش گردشگر نخستين علت براي موفقيت اين شهرستان است. نگاهي به بافت چند دهه گذشته شهرستان اين ادعا را اثبات مي نمايد كه شازند زودتر از آن چه كه خود باور مي نمود شهرستان شد و در اين شهرستان شدن حال شازند به عنوان مركز اين شهرستان تنها روستاي بزرگي است كه نبود امكانات پايه در آن حرف اول را مي زند. اما اين مشكل تنها گريبانگير شازند نيست. مشكلي كه دامن شهر آستانه را هم با قدمت زياد آن در بر گرفته است.

 شهرهاي توره و هندودر تنها در زمان گذشته به اين عنوان نام شهر را بر خود ديده اند كه به واسطه مركز بخش بودن بايد شهر مي شدند و شايد تا سالها ظرفيت پذيرش شهر شدن را نداشتند و اين « بايد» بود كه آنان را شهر كرد. شهر مهاجران كه به عنوان سمبل شهرهاي مدرن شهرستان به حساب مي آيد با سرمايه گزاري عظيم صنعت نفت در آن دير زماني نيست كه به شهر تبديل شده است و اين شهر نيز مشكلات عديده اي را بر سر پذيرش گردشگر خواهد داشت.

بوميان اين شهرستان در سالهاي اخير به دليل عدم توجه خاص دولت ها به پذيرش ظرفيتهاي شهرستان و مردم آن؛ حس ناسيناليستي شديدي نسبت به افراد غير بومي پيدا نموده اند و مردم آن انتظار آن را داشته كه حتي رييس جمهور نيز از اهالي اين شهرستان باشد! اما عدم ظرفيت هاي علمي و تخصصي و شايد در برخي موارد ناديده گرفتن اين ظرفيت ها در روي كار آمدن نيروهاي بومي در اين شهرستان اين فرهنگ را به مردم منطقه القا نموده است كه با روي كار آمدن مسئولي غير بومي اين شهر دچار مشكل مي شود. لذا تمام پيشنهاد ها و اقدامات انجام شده در زمينه گسترش پذيرش توريست در اين شهرستان اگر از كانال هاي مشخص بومي مانند شهرداري و يا فرمانداري انجام شود موفقيت آفرين خواهد بود و با پذيرش بهتر مردم روبرو خواهد شد.

 از سويي ديگر به واسطه خلق عجيب مردم اين شهرستان در مهمان پذيري  و غريبه دوستي امكان بهتري براي رشد زمينه هاي توريستي خواهد بود.

 

2- بستر سازي مناسب فرهنگي

 

    با توجه به اشاره اي كه در بالا آمد روند شهر شدن پنج شهر اين شهرستان در زمان كوتاهي انجام پذيرفت و شايد در اين جابجايي تعارضات فرهنگي بسياري گريبانگير مردم شهرستان شده است . در اين بين برخي از مردم اين شهرستان كه از لحاظ ديني در مرتبه مشخصي بوده اند به مظاهر اين مدرنيزه شدن ايرادات فراواني گرفتند« از نمونه اين ايرادات اعتراضات مردم شهرستان نسبت به ايجاد دانشگاه آزاد در شهرستان توسط اين عده بوده است.»

حال پذيرفتن اين نكته محتمل به نظر مي رسد كه با گسترش سفرهاي گردشگري و باز شدن فرهنگ هاي مختلف با اين شهرستان ؛ شازند به آرامي هويت اصلي خود را كمرنگ شده ببيند و به جاي عرضه فرهنگ بومي خود از گردشگران فرهنگ پذير شود و شهرستان ديگر چيز خاصي براي نشان دادن فرهنگ به غير بوميان نداشته باشد.

از سويي ديگر آزادي هاي فرهنگي گردشگران نيز موجب اعتراضاتي شود لذا پيشنهاد مي شود همزمان با ساخت و سازهاي مادي شهرستان در زمينه ورود گردشگران از نقاط مختلف زمينه هاي پذيرش و عدم دوگانگي فرهنگي نيز بوسيله فرهنگ سازاني همچون خطبا، نشريات و غيره به مردم اين شهرستان القا شود.

 

 

3-گسترش راهها

 

   هرچند كه راهها در اين شهرستان حرف اول را در برتري نسبت به جذب گردشگر دارند اما بايد قبول نمود كه مركز شهرستان و نقاط ديدني آن خارج از راههاي اصلي بوده و گردشگران عبوري رغبتي براي ورود به اين نقاط ندارند. اين عامل مهم در آينده اي نه چندان دور باعث تضعيف جايگاه شهرستان در مراودات گردشگري بوده و در نهايت نقاط ديدني كه با سرمايه گذاري هاي كلان ايجاد مي گردند به بن بست خواهند خورد.

 

 

4- سرمايه گذاري مناسب و بهينه

 

   بودجه سي و پنج ميليارد ريالي عمراني تنها در شهر شازند « بنا به گزارش عملكرد شوراي اسلامي شهر شازند در ابتداي سال جاري در هفته نامه ميلاد مركز استان مركزي» در سال 86 هرچند كه نويد بخش روزهاي خوبي براي گسترش مناطق ديدني شهر است اما نبايد از جاذبه هاي خارج از شهر و نقاط بيروني غافل ماند زيرا بسياري از اين نقاط در خارج از مركز شهرستان است و رسيدگي به حال خراب آنها چيزي بيش از فعاليت هاي كنوني را مي طلبد.

 

 

5-         داير نمودن اداره ميراث فرهنگي و گردشگري

 

   به عنوان محور فعاليت هاي گردشگري در شازند از ضروريات اين شهرستان مي باشد تا با برآورد هزينه ها ، نگهداري و حفاظت گامهاي مستحكمي در معرفي اين شهرستان برداشته شود. اين نكته لازم به گفتن مي نمايد كه اين شهرستان اكنون متولي خاصي براي امور گردشگري ندارد و هر اداره اي كه كار خود را مرتبط با اين صنعت مي داند خود كار خود را انجام مي دهد.

 

 

 

6-  ايجاد امكانات اقامتي و تفريحي در شهرستان

     نبود پايانه حمل و نقل،هتل، متل، رستوران، شهربازي،موزه، حمام عمومي، سرويس هاي بهداشتي مناسب، پاركهاي استاندارد، مراكز اقامتي و تفريحي، مجتمع هاي پذيرايي ، سينما، فرهنگسرا و نزديكي اين شهر به مركز استان تاكنون باعث اين امر گرديده است كه تمامي مسافرت هاي گردشگري به اين شهرستان با پايان يافتن روز پايان يابد و تمامي اين مسافرتها ساعتي تلقي شود كه نياز شهرستان را به موارد بالا ضروري و لازم مي نماياند.

 

در پايان ياد آور مي شود كه انجام و رفع نقيصه ها در صنعت توريسم شازند بر سه اصل مالي، عملياني و فرهنگي استوار است . بدون در نظر گرفتن يك گزينه انجام گزينه هاي ديگر امكان پذير نمي باشد و فراموش نكنيم كه با توجه به علاقه بوميان به آباداني شهرستان ، صنعتي بودن و ورود و خروج مبالغ هنگفت به شهرستان و نيز فرهنگ غالب مردم شهرستان اين امكان فراهم بوده و در آينده نه چندان دور مي توان به آينده روشن اين شهر در صنعت توريسم اميدوار بود.

 

در انتها با تشكر از سعه صدر مخاطبين بر خود لازم مي دانم از تلاشهاي فرماندار شهرستان جناب آقاي آقازاده مسئول روابط عمومي فرمانداري شازند جناب آقاي خزايي پور و سرپرست اداره ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي شازند سركار خانم عباسيان كه در نوشتن اين متون كمك فراواني را به اينجانب نموده اند تشکر نماید

                                             جواد ملکی




+ | نويسنده : جواد ملکی در تاريخ : پنجشنبه چهارم بهمن 1386 |

مطالب گذشته

منوی اصلی

آرشیو موضوعی

آرشیو ماهانه

Copy Right © http://sarbaze-eshgh.blogfa.com - Template By : GHALEBKADEH